تبلیغات
آستانه متبرکه سبزقبا دزفول ؛ چهارمین حرم معنوی کشور - مطالب ابر چهارمین حرم معنوی
آستانه متبرکه سبزقبا دزفول ؛ چهارمین حرم معنوی کشور
آستانه متبرکه سبزقبا دزفول ؛ چهارمین حرم معنوی کشور

مرتبه
تاریخ : سه شنبه 4 مهر 1396
زیارت مزار مطهر حضرت محمد ابن موسی کاظم (سبزقبا)دزفول در دهه اول محرم همراه با مسولین محترم اداره اوقاف و مداحان اهل بیت

سبزقبا دزفول



طبقه بندی: تصاویر حرم سبزقبا، 
برچسب ها: دزفول، سبزقبا، حرم سبزقبا، آستانه سبزقبا دزفول، محمد ابن موسی کاظم، چهارمین حرم معنوی، نگین سبز دزفول،
ارسال توسط نجمه نوری
10ذی القعده سالروز تکریم حضرت سبزقبا علیه السلام گرامی باد.
همزمان با دهه کرامت و در آستانه سالروز تکریم حضرت سبزقبا چهارمین حرم معنوی کشور برگزار می شود.
آیین غبارروبی و عطر افشانی حرم مطهر با حضور مسولین محترم شهرستان دزفول
زمان دوشنبه 9 مرداد ماه راس ساعت 17
سبزقبا دزفول



طبقه بندی: خبرهای مرتبط با سبزقبا، 
برچسب ها: دزفول، خوزستان، سبزقبا دزفول، حرم مطهر سبزقبا، غبارروبی، چهارمین حرم معنوی، نگین سبز شهر دزفول،
ارسال توسط نجمه نوری
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 25 شهریور 1395

کرامات  حضرت  سبزقبا ع

درد کلیه

با سلام.
درخصوص کرامات و برکت وجود نازنین آقاسبزقبا ع مطالب زیادی گفته شد و دلم نیومد که لطف و عنایت این امام زاده کریم ابن کریم که در شهر دارالمومنین، دزفول قهرمان همچون نگینی میدرخشد را بازگو نکنم.در اواخر سال 1385  در ناحیه کلیه ، درد شدیدی را احساس کردم که فقط داد و بیداد باصدای بلند همراه وانیس من شد.بعد از مراجعه به دکتر سوداگر که اوت نوقع در تقاطع طالقانی و آفرینش مطب داشت ایشان بعد از دیدن جواب آزمایشات و عکس اعلام کردن که سنگ کلیه داری و چون این سنگ خار دار میباشد بیشتر اذیت میکند. نوبت نوشت برای سنگ شکن و قرار شد روز بعد برم بیمارستان بزرگ  دزفول  . صبح ساعت چهار صبح از خواب بیدار شدم و به مادرم گفتم میخوام برم سبزقبا ع. مادرم گفت بزار هوا روشن بشه بعد برو . ولی حس عجیبی داشتم که میبایست همین ساعت برم.از خونه زدم بیرون و رسیدم به سبزقبا ع.اذان شد و با گریه بهش گفتم مرد حسابی این همه درد تو زندگی ماست یعنی برات سخته که این سنگ کوچیک رو از بدن من دور کنی؟ عرضه داشتم تو متعلق به خاندان کریم هستی و یه نگاه کنی درد من دوا میشه و تو رو جان داداشت امام رضا ع کمکم کن.بعداز نماز صبح اومدم به طرف منزل.ولی دردی نداشتم و قید بیمارستان رو زدم. عصر همان روز با مادرم رفتیم مطب دکتر سوداگر و بهش گفتم از صبح دردی ندارم .بهم گفت دوباره عکس سونو بگیر . عکس رو اوردم پیش دکتر. نگاهی به عکس کرد و گفت به سلامت.

سبزقبا

گفتم دکتر یعنی چی؟جواب داد سنگ نیستش و به قول معروف افتاده.خوشحال اومدم منزل.چندسالی از این ماجرا گذشت تا اینکه در فرودین ماه سال جاری و همزمان با شهادت حضرت فاطمه س دوباره درد کلیه به سراغم اومد.قبل از اذان صبح از شدت درد داشتم به خودم می پیچیدم و بخاطر اینکه بچه ام بیدار نشه ، دستم روگاز میگرفتم تا صدام بلند نشه.خانمم از نگرانی با برادرانم تماس گرفت ولی من طاقت نیاوردم و سوار ماشین شدم و با سختی و درد بسیار و ذکر خدا و یا زهرا س  که داد هم میزدم و برلبم جاری بود رفتم بیمارستان امام علی ع.به دکتر گفتم حال قضیه اینطوره.دستور داد که روی تخت بخوابم .آنچنان درد داشتم که ملتمسانه به دکتر میگفتم کمکم کن و این درد کم بشه.بعد از تزریق سرم و مورفین با همراهی مادر و برادرم رفتیم منزل.مصادف شده بود با روز سیزده به در .  از ساعت هفت صبح خوابیدم تاتقریبا ساعت 14.بعد برادر کوچکترم به سراغمون اومد و همراه خانواده پدر و اقوام به طبعیت رفتیم.تعطیلات پنج شنبه و جمعه و نبود پزشک کاری کرد که مرتب به بیمارستان امام علی ع میرفتم و مورفین ووسرم میزدم.روز شنبه سونوگرافی رفتم وآزمایش ولی چیزی مشخص نبود.روز یکشنبه عکس رنگی گرفتم و ودکتر فغانزاده گفتم سنگ تو کلیه چپ داری.عصرهمان روز خدمت دکتر قندی رسیدم و ایشان هم همین رو گفت و برام نوشت که باید برم بیمارستان  بزرگ درفول و با سنگ شکن این سنگ رو از بین ببرم.یکی از دوستان گفتن بریم دکتر تیزنو در دزفول شاید راهی غیراز سنگ شکن نشونت بده.
وقتی رسیدیم دزفول که موقع نماز مغرب وعشا بود.به دوستم گفتم اول بریم نمازجماعت بعد بریم دکتر ونوبت دکتر هم نداریم معلوم نیست اجازه بدهند بریم پیش دکتر مگر بمونیم تا آخرین نفر که ویزیت بشه و..بعداز نماز جماعت رو کردم به آقا سبزقبا ع و بهش گفتم هر دوتای ما سابقه داریم. من سابقه سنگ کلیه و شما عزیز حضرت زهرا س سابقه درمان این درد.آقاجان هزاران درد تو زندگیم هست .تو رو به جان مادرت حضرت زهرا س این یه تیکه سنگ رو از ما جدا کن. برای شما که کاری نداره.بهش گفتم چه سنگ رو جدا کنی چه اینکه درد بامن همراه باشه دارم میرم به همه میگم دردم رو سپردم به آقا سبزقبا ع و  دیگه درد ندارم.ببین آقا اگه این درد از من جدا بشه چیزی از شما کم نمیشه ولی اگه درد بمونه تو بدنم بعد من اعلام کنم که شما شفام دادید و اینطور نشه همه مسخره ام میکنند.گفتم آقاجان خودت میدونی چقدر بهت ارادت دارم و حداقل هفته ای دوبار به زیارتت میام. روم رو زمین نزار به حق مادر پهلو شکسته ات.
صورتم از گریه خیس شد و دوستم اومد و گفت بریم دکتر.بهش گفتم نه . بریم خونه.باتعجب گفت مگه نیومدیم که بریم دکتر؟گفتم آره .سنگ رو سپردم به این آقا.خودش میدونه و من.برگشتیم منزل . از اون روز دردی نداشتم و به همه گفتم که آقا سبزقبا ع شفا داد.خیلی ها شاید تو دلشون خندیدن ولی من بعد از یک هفته که سنگ افتاد دعا کردم که همه به این امام زاده با ایمان خالص رجوع کنند مطمینا حاجت میگیرند.اولش نخواستم این مطلب رو نزنم ولی گفتم اگه بزنم یا نزنم از کرامات این آقا که کم نمیشه .خانواده کریم همیشه نگاه کریمانه دارند 



طبقه بندی: کرامات حضرت سبزقبا، 
برچسب ها: دزفول، خوزستان، ایران، سبزقبا، آستانه متبرک سبزقبا دزفول، کرامات سبزقبا، چهارمین حرم معنوی،
ارسال توسط نجمه نوری
مرتبه
تاریخ : شنبه 6 شهریور 1395

 زوایایی از زندگی سفیر هدایت، حضرت محمد بن موسی الکاظم سبزقبا(ع) در دزفول تشریح شد

سخنرانی محقق ارجمند استاد دکتر محمدرضا سنگری

به گزارش سرویس فرهنگی دزفول امروز: همایش “زوایای زندگی سفیر هدایت، حضرت محمد بن موسی الکاظم سبزقبا(ع)”، بعد از ظهر یکشنبه در کتابخانه آستانه سبزقبا(ع) در دزفول برگزار شد.محقق عاشورایی، دکتر” محمدرضا سنگری” حضرت سبزقبا(ع) را عابد، زاهد، فقیه و مجاهد فی سبیل الله توصیف و گفت: در دزفول هر چه داریم از حضور و وجود این امامزاده عظیم الشأن است.وی با اشاره به مطالعات ۳۰ ساله خود در خصوص حضرت سبزقبا(ع) گفت: بنده به موازات تحقیقات گسترده عاشورایی، در مورد این امامزاده عظیم الشأن تحقیقات فراوانی انجام و حتی به برخی از شهرها و کشورها در این خصوص مسافرت کرده ام.دکتر سنگری به تشریح بخشی از تحقیقات خود پرداخت و در پاسخ به چرایی حضور خیل گسترده امامزادگان و سفیران هدایت در ایران گفت: باید ریشه آن را در عاشورا و قیام مختار یافت ،حضور چشمگیر ایرانیان در سپاه مختار بطوری بود که فقط در یکی از یگان های ۳ هزار نفره او، ۲ هزار و ۷۰۰ نفر ایرانی بودند و پس از آن نیز ایرانیان در اقدامات ضد بنی امیه و ضد ظلم در کوفه شرکت داشتند.این محقق برجسته عاشورایی ادامه داد: بعد از سال ۶۱، نهضت ها در ایران شکل گرفت و در آستانه قرن سوم ایرانیان کاملا لشکرآرایی کرده و به مدد اهل بیت(ع) می آیند.وی عشق به اهل بیت(ع) و موقعیت جغرافیایی مناسب ایران را دو ویژگی بارز ایران عنوان و گفت: با گسترش عشق به اهل بیت(ع) در بین ایرانیان، خطر بزرگ ایجاد جریانات انحرافی، جامعه شیعی را به خطر انداخته بود.دکتر سنگری ادامه داد: جریان “غُلو کنندگان” که مقام اهل بیت(ع) بویژه امیرالمؤمنین(ع) را تا مقام الوهیت بالا می بردند، آمیختگی بین اعتقادات زرتشت و اسلام و ایجاد تفکر خطرناک جدید و ایجاد جریان کیسانیه با اعتقادات تجسیم و تشبیه خدا، انحرافات خطرناکی بود که جامعه شیعه اهل بیت(ع) ایران را با تهدیدات جدی مواجه می کرد.این استاد برجسته، حضرت امام رضا(ع) در ایران را یکی دیگر از عوامل مهم تردد اهل بیت(ع) به ایران عنوان و گفت: بر اساس مدارک و اسناد متقن، مسیر حرکت امام رضا(ع)، مدینه ، بصره، اهواز، فارس و خراسان است و مأمون با دستور به مأموران خود تاکید کرده که علی بن موسی الرضا(ع) را از دو شهر قم و کوفه عبور ندهند و قطعا می گویم که امام(ع) به قم نرفته است.وی گفت: پس از امام رضا(ع) سه گروه از امامزادگان وارد ایران شدند. گروهی که دارای تفکرات زیدیه بوده و دارای اعتقاد به مبارزه با شمشیر بودند.

سبزقبا دزفول

 گروهی برای تبلیغ و مطرح کردن اندیشه های اهل بیت(ع) در محیط های مختلف بودند و گروه سوم افرادی بودند که نقش فرهنگی تبلیغی داشته و اگر موقعیتی هم ایجاد می شد نیز می جنگیدند.دکتر سنگری ادامه داد: همه آنها در حال تعقیب و گریز بودند و به شدت از طرف بنی امیه و بنی عباس تحت فشار قرار می گرفتند و برای قتل، آنها را تحت تعقیب قرار می دادند و در مناطق مختلف امامزادگان و علویان فراوانی قتل عام شده اند.این محقق عاشورایی در ادامه به بیان چرایی حضور حضرت محمد بن موسی الکاظم سبزقبا(ع) در دزفول پرداخت و با بیان اینکه دزفول در آن دوران مرکز تمدن ایلام و شهری دانشگاهی با سطح سواد بالا بوده است گفت: این ویژگی ها سبب شد که دزفول در زمان پادشاهان ساسانی مورد توجه ویژه قرار گرفته و برخی اقدامات عمرانی مهم مثل ساخت پل را در دزفول انجام می دهند.وی تصریح کرد: شهر دزفول محل تبلیغ تعداد زیادی از انبیاء الهی از جمله حضرت اسحاق نبی(ع)، حضرت شعیب(ع)، حضرت یعقوب(ع)، حضرت جرجیس پیامبر(ع)، روبیل پیامبر(ع)، دانیال اکبر(ع) و حزقیل نبی(ع) بوده و ۱۵۰ سال قبل از حضور حضرت سبزقبا(ع) در دزفول، محمد بن جعفر بن ابیطالب(ع) در دزفول حضور یافته اند و این نشان دهنده اهمیت این شهر بوده است.وی نقش حضرت محمد بن موسی(ع) در دزفول را فرهنگی تبلیغی و حوزه فعالیت ایشان را منطقه ای به شعاع ۶۰ کیلومتر عنوان و با بیان اینکه دو احتمال برای حضور حضرت محمد بن موسی الکاظم سبزقبا(ع) به ایران وجود دارد به بیان احتمال قویتر پرداخت و گفت: بدلیل شرایط بیان شده، حضرت موسی الکاظم(ع) مأموریتی را به فرزند خود احمد بن موسی(ع) –معروف به شاهچراغ- داد تا گروهی تبلیغی را در منطقه ای به نام “یسیره” تربیت کند که محمد بن موسی(ع)-معروف به سبزقبا(ع)- فرزند کوچکتر حضرت موسی الکاظم(ع) از جمله این گروه بوده است.دکتر سنگری با اشاره به قرائن تاریخی به گروه یسیره و نیز سفارشات و توصیه های اخلاقی تربی
تی حضرت امام موسی کاظم(ع) به فرزندان عظیم الشأن خود جهت امر تبلیغ و هدایت مردم، گفت: تعداد اعضای این گروه قریب ۷۰ نفر بوده که از جمله اقدامات آنها، نوشتن ۲۲۰ قرآن بوده است که بطور تقریب سهم هر نفر نوشتن سه قرآن بوده است.این محقق عاشورایی ادامه داد: چون کاتبین ق
رآن می بایست خوش خط باشند پس حضرت سبزقبا(ع) نیز دارای خطی زیبا بوده و از طرفی چون مبنای اصلی تبلیغی آنها قرآنی بوده، نوشتن قرآن با هدف حفظ قرآن نیز بوده است که می توان نتیجه گرفت که حضرت محمد بن موسی الکاظم سبزقبا(ع)، دارای خطی زیبا، کاتب و حافظ قرآن بوده است.وی سن حضرت سبزقبا(ع) را بین ۱۹ تا ۲۹ عنوان و تصریح کرد: یکی از راههای موفقیت برای تبلیغ دارا بودن اخلاق خوب و تهذیب نفس است به همین خاطر یکی از ویژگی هایی که برای آن گروه ذکر می شود، تهجد و دائم الذکر بودن است.دکتر سنگری، مسیر احتمالی حضور حضرت سبزقبا(ع) به دزفول را مورد اشاره قرار داد و گفت: به احتمال قوی، حضرت سبزقبا(ع) به همراه برادر خود شاهچراغ به بصره و شیراز آمده و پس از شهادت حضرت شاهچراغ از شیراز به بهبهان، اهواز و دزفول آمده است و با تحقیقات صورت گرفته از منطقه شاه خراسان دزفول، وارد دزفول شده است.این استاد دانشگاه، ادامه داد: بدلیل تعقیب و گریز و احتمال قتل محمد بن موسی(ع)، ایشان در بدو ورود ابتدا در کوهستانهای اطراف اقامت یافته و به شهر در رفت و آمد بوده است تا شرایط شهر را بررسی کند و بعد مکانی برای اقامت در شهر بیاید.وی با بیان اینکه این امامزاده عظیم الشأن بصورت گمنام در دزفول سقایی کرده است، به ویژگی های ظاهری ایشان اشاره و گفت: از ویژگی های ظاهری حضرت محمد بن موسی الکاظم(ع) را می توان جوان، چالاک و خوش قامت بودن عنوان و بدلیل پوشیدن لباس سبز در بین مردم منطقه به سبزقبا(ع) معروف شده است





طبقه بندی: کرامات حضرت سبزقبا، 
برچسب ها: دزفول، خوزستان، ایران، سبزقبا، نگین سبز دزفول، چهارمین حرم معنوی، آستانه سبزقبا دزفول،
ارسال توسط نجمه نوری
مرتبه
تاریخ : جمعه 1 آبان 1394
دوران زندگی حضرت محمد بن موسی الکاظم (ع) مصادف دوران حکومت پر ظلم و جور خاندان بنی عباس بود. این خاندان پس از اذیت و آزار بسیاری از مسلمانان و ریختن خون شیعیان، تا آنجا پیش رفتند که با شکنجه های بسیار و زندانی کردن امام هفتم در سیاه چاله هارون، بالاخره آن حضرت را در سال 183 هجری قمری به شهادت رساندند. از جمله فرزندان این امام بزرگوار احمد و محمد بن موسی کاظم (ع) و نیز حضرت معصومه (س)  می باشند که هر کدام به سویی هجرت کردند و خود را به محل امنی رساندند. آستانه متبرکه سبزقبا در مرکز شهر دزفول ، آرامگاه سید محمد بن موسی كاظم (ع) ، برادر امام رضا (ع) می باشد. بقعه سبزقبا به عنوان چهارمین حرم اهل بیت عصمت در کشور به شمار می رود و عاشقان عصمت و طهارت در دزفول و سایر شهرهای کشور به خصوص استان خوزستان، به زیارت سبزقبا به دزفول می شتابند. اصل بنای این بقعه متعلق دوره‌ی به تیموری و سلجوقی بوده كه در دوره های اخیر به شکل  جدیدی تغییر و توسعه یافته و گنبد زیبایی برای آن ساخته شده است. سبزقبا در مدت اقامت كوتاه خود در دزفول كراماتی داشته و مردم از وجود با برکتش بهره مند شده اند.
منابع
اداره اوقاف شهرستان دزفول
اداره میراث فرهنگی – آقای چناری و پورنوروز
مقاله دکتر سنگری روزنامه دزفول امروز
عکس: محمدآذرکیش

دزفولز سبزقبا



طبقه بندی: تصاویر حرم سبزقبا، 
برچسب ها: دزفول، سبزقبا، حرم مطهر سبزقبا، سبزقبا نگین سبز شهر دزفول، محمدابن موسی کاظم، نگین سبز دزفول، چهارمین حرم معنوی،
ارسال توسط نجمه نوری
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 3 شهریور 1394
خواهی که در آغوش کشی قبر رضا (ع) را ،
با چشم بصیرت نگری نور خدا را ،
گر رفتن مشهد نشود حال میسر،
دزفول زیارت بنما سبزقبا را
شهر من و ساحت تو یا سبزقبا،
دزفول و حمایت تو یا سبزقبا،
فردا که شفیع معتبر میخواهیم،
ماییم و شفاعت تو یا سبزقبا
عکس: رامین کرم زاده

sfc



طبقه بندی: شعر سبز قبا، 
برچسب ها: دزفول، ایران، سبزقبا، خوزستان، نگین سبز دزفول، چهارمین حرم معنوی، آستانه سبزقبا،
ارسال توسط نجمه نوری
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 19 خرداد 1394


السلام علیک یا محمد بن موسی الکاظم یا سبزقبا ( ع )

 نسخه ای با قلم سبزقبا ع

زائر صبحدم سبزقبا
بوسه زد بر علم سبزقبا

عنبر افشاند به عطرو به عبیر.   
با مژه بر حرم سبزقبا

بی ریا حلقه دروازه گزید
تا شود از خدم سبزقبا

بهر اثبات حقیقت گویی
راند بر لب ، قسم سبزقبا

این چنین گفت به آوای رسا
با همه از همم سبزقبا

هست همنام محمد جدش
هم از او هر نعم سبزقبا

حضرت موسی کاظم باشد
والد ذوالکرم سبزقبا

هشتمین حجت بر حق خدا
اخی محتشم سبزقبا

سرمه ی دیده ی زوار بود
خاک پای قدم سبزقبا

نشود غرق به دریای بلا
هرکه یابد بلم سبزقبا

آنکه نوشیده زمشکش آبی
گشته سیراب یم سبزقبا

ره فردوس برین پیماید
زائر محترم سبزقبا

چون فرستد به محمد صلوات
بیمه گردد ز دم سبزقبا

نزد او ملک جهانی ارزد
صله ی بیش و کم سبزقبا

نستاند زر و زیور ز کسی
در ازای درم سبزقبا

لعن بی وقفه به هارون پلید
باعث درد و غم سبزقبا

سالم دلشده هم بسته امید
به عطا و کرم سبزقبا

برمریضان همگی می خواهد
نسخه ای با قلم سبزقبا

سراینده: هبت اله سالم دزفولی
عکس:ایمان برزه کار

sabzghaba
Iran Khuzestan Dezful Sabzghaba





طبقه بندی: شعر سبز قبا، 
برچسب ها: دزفول، سبزقبا، خوزستان، ایران، حرم سبزقبا، چهارمین حرم معنوی، نگین سبزدزفول،
ارسال توسط نجمه نوری
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 23 فروردین 1394

شعر و حرم
السلام علیک یا محمد بن موسی الکاظم یا سبزقبا ( ع )

دخیل بسته‌ام امشب به روشنای ضریحت
نشسته است دلم بی قرار، پای ضریحت

کبوترانه به دور حریم تو به طوافم
چه آسمان قشنگی‌ست لابلای ضریحت

چقدر بوسه که نذر تو شد برای تبرّک
چه زخم‌های عمیقی‌ست، جای‌جایِ ضریحت...

مرا نمی‌طلبد سال‌هاست شاه خراسان
که مشهد است برایم، همیشه پای ضریحت

نسیم می‌وزد آرام، بوی عشق می‍آید
پُر از شمیم دل‌انگیز شد، هوای ضریحت

قلم به دست گرفتم که باز از تو بگویم
خیال من زده زانو در ابتدای ضریحت

سراینده : مهندس حسین سنگری

عکس :ایمان برزه کار

ضریح




طبقه بندی: شعر سبز قبا، 
برچسب ها: سبزقبا، دزفول، ایران، خوزستان، آستانه متبرکه سبزقبا، نگین شهر دزفول، چهارمین حرم معنوی،
ارسال توسط نجمه نوری
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 5 فروردین 1394

السلام علیک یا محمد بن موسی  یا سبزقبا ( ع )
 طریق الرضا ع

در میان شهر من گلدسته ای است
از بنی هاشم گل بر جسته ای است

او که از زنجیره ی آل عبا است
نام سبزش حضرت سبزقبا است

از مسیری دور اینجا آمده است
بهر نشر نور اینجا آمده است

آمده جان ها پر از ایمان کند
سفره ها را پر ز آب و نان کند

مشک گیرد تشنگی پایان دهد
مردگان را با حضورش جان دهد

رو به قبله در قعود و در قیام
واژه های عاشقیش اندر میان

در تمام شهر من ردش به جاست
رد سبزش جاده ای رو به خداست

سدرهای کوچه ها هر شب و روز
شاهدان ناله هایی پر ز سوز

رود دز گر جاری و خوش منظر است
از حضور زاده ی پیغمبر است

مردم شهرم صحرگه تا به شام
داده با او درد هاشان التیام

از کلامش گشته جان ها پر ز عشق
سرزمین خشک لب ها پر ز عشق

همچو مولایش برای کودکان
روی دوشش  می کشید انبان نان

چون عموی خود اباالفضل رشید
بود سقا و چون او شد شهید

بعد از او آیینه دل ها شکست
بال پرواز کبوترها شکست

مشک های شهر خالی از حیات
نان مردم خشک گشته شد بیات

روح و جان تشنگانش می گداخت
از فراقش بغض بر دل ها گذاشت

می زدند از عمق جان او را صدا
تا رساند ناله شان را تا خدا

این همه شور و شعور و عشق پاک
شد مجسم در ضریحی تابناک

خواهشی دارد دلت با او بگو
از طریق اش با خدا کن گفتگو

هر که خواهد تا رود کوی رضا
گو که رخصت گیرد از سبز قبا

 سراینده عبدالکریم خاضعی نیا

کربلای معلی

عکس :ایمان برزه کار

نگین سبزدزفول





طبقه بندی: شعر سبز قبا،  تصاویر حرم سبزقبا، 
برچسب ها: سبزقبا، دزفول، ایران، خوزستان، حرم سبزقبا، چهارمین حرم معنوی، سبزقبا نگین سبز دزفول،
ارسال توسط نجمه نوری
مرتبه
تاریخ : جمعه 22 اسفند 1393
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا علیهم السلام السلام علیک یا محمدبن موسی الکاظم -سبزقبا (ع)
کرامات حضرت سبزقبا (ع)
 یار در خانه و ما گرد جهان میگردیم
حاج سید مصطفی موسوی فرد پدرشهید واز خیرین و مؤمنین خوشنام  نقل میکنند که:
از سال 1348 دردی در سمت چپ سینه ام احساس کردم و طولی نکشید که این درد  به دست و کمر و شانه ام سرایت کرد وسالها درگیر این درد شدم ؛ ابتدا به همه پزشکان محلی و در دسترس مراجعه  میکردم و با توجه به وضعیت خوب مالی که داشتم کم کم پزشکان معروف استان و تهران را هم امتحان نمودم ؛ گاهی برای مدت خیلی کمی و بطور موقت از شدت درد کاسته میشد ولی پس از اندکی دوباره درد های شدید و غیر قابل  تحمل خودنمایی میکرد .از سالها درمان بی نتیجه و مراجعه به پزشکان ایرانی خسته و ناامید شدم .بالاخره سال 1358 با اصرار فامیل و نزدیکان ؛ تصمیم گرفتم برای درمان و مداوا عازم کشور اتریش شوم.
بعد از مراجعه به یک  مرکز مجهز پزشکی در اتریش ؛  بوسیله پزشکان مجرب و متبحر آنجا تحت درمان قرار گرفته و هزینه های  زیادی نیز متحمل شدم .ولی متاسفانه بدون نتیجه بود و مأیوسانه به ایران  برگشتم .وقتی همه پزشکان و مراکز درمانی محلی ؛ ملی و بین المللی را بدون اخذ نتیجه پشت سرگذاشته و از علم پزشکی ناامید شدم  ؛ به هنگام مراجعت و پای هواپیما یک لحظه به یاد اقا سبزقبا ع افتادم و در همانجا متضرعانه شروع به دعا و درخواست شفا از ایشان نمودم و بلافاصله در حق حضرت سبزقبا ع نذری عهد کردم و بعد از آن سوار هواپیما شدم.نمیدانم کی؟ و  چه وقت؟ این دردها ساکت شد .بعد از سه روز یادم آمد که دیگر عارضه ام برطرف شده .خانواده وآشنایان نزدیکم که متوجه سلامت و آسایشم بودندو با قیافه حق به جانب می گفتند : چقدر خواهش و التماس کردیم که به خارج از کشور برای درمان بروی !! حالا متوجه شدی که چه اشتباهی کرده ای؟ و من در جواب خانواده و دوستان که میگفتند دیدی پزشکان خارجی بهتر از ایرانی هستند،. با خونسردی جواب دادم که من در ایران شفا پیدا کرده ام .اشتباه اصلی من این بوده که مطب  دکترواقعی  را فراموش کرده بودم وسپس جریان خواهشم از حضرت محمدبن موسی الکاظم ع -  سبزقبا و کرامت این بزرگواردر شفای سریعم  را برایشان تعریف کردم.  از آن زمان تا کنون هروقت برایم مشکلی پیش آمده به حضرت سبزقبا ع  مراجعه کرده ام و بدون درنگ حل مشکل شده و من خود را از خادمین آستانش می دانم و عهد کردم در همه حال هرگونه خدمتی از دستم برآید، برای آستان ملکوتی این امامزاده عظیم الشان انجام دهم.

sabzzz



طبقه بندی: تصاویر حرم سبزقبا،  کرامات حضرت سبزقبا، 
برچسب ها: سبزقبا، دزفول، ایران، خوزستان، کرامات سبزقبا، چهارمین حرم معنوی، نگین سبز دزفول،
ارسال توسط نجمه نوری
مرتبه
تاریخ : شنبه 16 اسفند 1393
عنوان شعر: سقا
شاعر: ع.موزون

ساقی دزی و دز گدایت مولا
جانها همه تشنه ی سقایت مولا

بازآید از آن ضریح ، ریحان بهشت
گلها همه عطشان دعایت مولا

زایر شده اند آب و خاک این شهر
یک عمر در آن صحن و سرایت مولا

قرآن قم و اذان مشهد خیزد
از ماذن و حنجر رسایت مولا

با بوی نسیمی که وزد از حرمت
مستیم به عطر چون ((رضا))یت مولا                                            

این شال و دخیلهای سوز(sowz) از سر سوز(sooz)
بسته به پر سبز قبایت مولا

tavasol

وقتی همه پزشکان و مراکز درمانی محلی ؛ ملی و بین المللی را بدون اخذ نتیجه پشت سرگذاشته و از علم پزشکی ناامید شدم  ؛ به هنگام مراجعت و پای هواپیما یک لحظه به یاد اقا سبزقبا ع افتادم و در همانجا متضرعانه شروع به دعا و درخواست شفا از ایشان نمودم و بلافاصله در حق حضرت سبزقبا ع نذری عهد کردم و بعد از آن سوار هواپیما شدم.نمیدانم کی؟ و  چه وقت؟ این دردها ساکت شد .بعد از سه روز یادم آمد که دیگر عارضه ام برطرف شده .خانواده وآشنایان نزدیکم که متوجه سلامت و آسایشم بودندو با قیافه حق به جانب می گفتند : چقدر خواهش و التماس کردیم که به خارج از کشور برای درمان بروی !! حالا متوجه شدی که چه اشتباهی کرده ای؟ و من در جواب خانواده و دوستان که میگفتند دیدی پزشکان خارجی بهتر از ایرانی هستند،. با خونسردی جواب دادم که من در ایران شفا پیدا کرده ام .اشتباه اصلی من این بوده که مطب  دکترواقعی  را فراموش کرده بودم وسپس جریان خواهشم از حضرت محمدبن موسی الکاظم ع -  سبزقبا و کرامت این بزرگواردر شفای سریعم  را برایشان تعریف کردم.  از آن زمان تا کنون هروقت برایم مشکلی پیش آمده به حضرت سبزقبا ع  مراجعه کرده ام و بدون درنگ حل مشکل شده و من خود را از خادمین آستانش می دانم و عهد کردم در همه حال هرگونه خدمتی از دستم برآید، برای آستان ملکوتی این امامزاده عظیم الشان انجام دهم.
عکس از :ایمان برزه کار

agha




طبقه بندی: تصاویر حرم سبزقبا،  شعر سبز قبا، 
برچسب ها: سبزقبا، دزفول، ایران، خوزستان، حرم مطهر سبزقبا، نگین سبزشهر دزفول، چهارمین حرم معنوی،
ارسال توسط نجمه نوری
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 14 اسفند 1393


مهران نهاوندی :
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا علیهم السلام  السلام علیک یا محمدبن موسی الکاظم -سبزقبا (ع)
کرامات حضرت سبزقبا (ع)
 توسل برای پیدا شدن ماشین

داستان زیر را برادر رزمنده جناب حاج  عبدالمحمد قصری زاده از مدیران اداری دانشگاه آزاد اسلامی واحد دزفول به مناسبت دهه کرامت و بزرگداشت حضرت سبزقبا ع  با قلم خودشان تحریر و ارسال نموده اند.این چند روز صحبت آقاسبزقبا نقل مجلس ماست،ازاین روخاطره ای راتقدیم میکنم،امیداینکه به این وسیله توسلی حاصل شود.چند سال پیش یکی ازهمکاران واحد نقلیه دانشگاه ازاد(اقای مظفر خوشروانی )دریکی ازشبهای ماه مبارک رمضان نزدیک های اذان صبح ازماموریت اداری برمی گردد،و جهت صرف سحری وادای نمازصبح باوسیله نقلیه تحویلی(اتفاقابهترین وسیله نقلیه وقت بود)به منزل میرود وخودرو رادرب منزل پارک وقفل مینماید.بعدازنماز که میخواهد به دانشگاه بیاید ،میبیند هیچ خبری ازخودرو نیست.اولین کاری که کرده بود بامن تماس گرفت وباحالت بسیار اشفته ونگرانی بدون سلام گفت: ماشین دانشگاه رادزدیدن.بخداقفل بوده،...اوراکمی ارام کردم وپرسیدم به پاسگاه محل اطلاع داده ای؟گفت: نه.من بالحن تندی به اوگفتم پس چه کاری کرده ای  ،باصدایی ملتسمانه گفت:به اقاسبزقبا گفته ام ماشین راازتو میخوام.ازاین حالت توسل ایشان ولحن تند خودم شرمنده شدم.بعدازاطلاع به اداره آگاهی ،راهی دانشگاه شدم تابیشتر پیگیری کنم.نزدیکای ساعت 8یعنی تنها چند ساعت بعدازسرقت خودرو،ازاگاهی تماس گرفتند واعلام کردند خودرو پیدا شده وجهت تاییدوتحویل به ابتدای جاده سردشت روبروی باغ آقا سبزقبا بیایید.باشنیدن نام باغ سبزقبا عرق سردی تمام بدنم راگرفت وبه ارادت وتوسل همکارم غبطه خوردم.ازان روز به بعد ارادت وتوسلم به حضرت سبزقبا بیشتر شد.امید اینکه حضرت سبزقباواسطه شفاعتمان درروز حساب باشد.
عبدالمحمد  قصری.
عکس :ایمان برزه کار

 ghababab



طبقه بندی: تصاویر حرم سبزقبا،  کرامات حضرت سبزقبا، 
برچسب ها: دزفول، ایران، خوزستان، حرم سبزقبا، آستانه متبرک سبزقبا، چهارمین حرم معنوی، نگین سبز شهر دزفول،
ارسال توسط نجمه نوری
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 11 اسفند 1393
مراسم غبارروبی و عطر افشانی حرم مطهر سبزقبا دزفول

غبار

روبی

مطهر



طبقه بندی: تصاویر حرم سبزقبا، 
برچسب ها: سبزقبا، خوزستان، ایران، تصاویر سبزقبا، غبارروبی سبزقبا، چهارمین حرم معنوی، نگین سبز دزفول،
ارسال توسط نجمه نوری
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 20 بهمن 1393

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا علیهم السلام  السلام علیک یا محمدبن موسی الکاظم -سبزقبا (ع)
کرامات حضرت سبزقبا (ع)
 حمایت از فرماندار
مطلب زیر را استاد ارجمند جناب آقای حاج حمید رضائیان فرماندار اسبق شهرستان دزفول با قلم مبارک خویش به تحریر درآورده و ارسال فرموده اند .

سلام علیكم.
درابتدای اردیبهشت سال1372به عنوان فرمانداردزفول معرفی شدم وازآنجایی که خاطره تلخ چندتن ازفرمانداران سابق همشهری را، که باناراحتی ودلخوری و...مسئولیت فرمانداری در دزفول راترک کردند را در ذهن داشتم ؛ علیرغم میل باطنی وبا اصرار استاندارمحترم وقت و وزارت کشور، این وظیفه راتقبل کرده بودم ، بلافاصله پس ازمعارفه ام به زیارت آقا سبزقباع مشرف شده وضمن تجدید ارادت به این بزرگوار، خودرا با اخلاص وبه حق شهروندایشان اعلام وعرض کردم:آقا بنده توفیق درانجام وظیفه  را از جنابعالی استدعا دارم و میخواهم با خوشنامی وبدون حاشیه سوء وکسب رضایت خداوند ومردم شریف شهرستان دزفول ، باخوشحالی خدمتم در این شهرستان پایان یابد؛ درعوض بنده هر روز شما را ازنزدیک یا دور زیارت خواهم کرد.الحمد لله توفیق زیارت این بزگوار راکه پناهگاه حقیقی و واقعی مردم منطقه هستندرادرطول سه سال ونیم خدمت در دزفول ، داشتم .به گونه ای که علاوه بر زیارات حضوری ، سلام مکرر روزانه وشبانه به ایشان ازاتاق کارم که قبه نورانی اش نوازشگر چشمان ظاهر وباطنم بود ملکه زبان وجانم شده بود. ودرپرتو عنایات زاده امام موسی ابن جعفر باب الحوایج علیهماالسلام خدمت این خادم ناچیز در دزفول قهرمان موجب ناراحتی وپشیمانی نشد.هرچند که دوام توفیق روزانه زیارت این بزرگوار ازحقیر سلب شد.
شرح این هجران واین سوزجگر       این زمان بگذار تا وقت دگر...

دزفول




طبقه بندی: تصاویر حرم سبزقبا،  کرامات حضرت سبزقبا، 
برچسب ها: دزفول، ایران، خوزستان، سبزقبا، نگین سبز دزفول، چهارمین حرم معنوی، سبزقبا دزفول،
ارسال توسط نجمه نوری
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 8 بهمن 1393
سلام علیک یا علی بن موسی الرضا علیهم السلام  السلام علیک یا محمدبن موسی الکاظم -سبزقبا (ع)
کرامات حضرت سبزقبا (ع)
 متوسل شدن به آقاسبزقبا ع
         درسرزمین وحی

داستان زیر را برادر جانباز جناب حاج حسین گلستانباغ به مناسبت دهه کرامت و بزرگداشت حضرت سبزقبا ع  با قلم خودشان تحریر و ارسال نمودند  .           
خردادسال72بودکه به همراه کاروان جانبازان سراسرکشوربه حج تمتع مشرف شدیم .روحانی کاروان ماحضرت حاج آقاراشد یزدی نماینده رهبری بودند.ایشان بخاطرتک تک کاروان که همگی جانباز بودندخیلی دغدغه داشت و مرتبأتذکرمیدادندکه مواظب باشید ازکاروان جدا نشده وگم نشوید. بعدازانجام مراسم درصحرای عرفات به طرف صحرای مشعر الحرام حرکت کردیم حاج آقاراشد یزدی بعداز سخنرانی بازتأكیدکرد ازهم جدانشویم.جمعیت بسیار زیاد وکاروانهای سراسرایران ودیگر کشورهادرتاریکی صحرای مشعر هرکس درگوشه ای مشغول چیدن سنگ بود.شب گذشته نخوابیده بودیم وآن شب نیزکمتراز دوساعت خوابیدیم همه خسته وازلحاظ جسمانی هرکدام مشکلات خاص خودراداشت اکثر کاروان یاباعصابودندیاباویلچر- صبح زودهمزمان باطلوع آفتاب به طرف صحرای منی حرکت کردیم. لباس احرام برتن وهمراه داشتن قمقمه وحمایل پرازسنگ وآنهم با عصاحرکت کردن واقعأمشکل بود. بااین وضع بیش از دوساعت راه رفتیم برخی بدلیل ناتوانی به هر وسیله تقلیه ای که درمسیربود آویزان یاسوارمیشدند من هم قسمتی از راه رابه ناچارسوار اتوبوس روبازشدم وبه همین لحاظ بعضی ازجانبازان ازکاروان جداو همدیگرراگم کردیم. درمیان آن جمعیت میلیونی ایرانی ، خارجی سیاه سفید-کوتاه بلند-زن مرد- یک لحظه خودم راتنهادیدم درحالت گیجی ونگرانی وخستگی بیش از حدحتی یک کاروان ایرانی نمیدیدمکه راه راازآنهابپرسم درهمان حال دلم گرفت وسردرگم وحیران و نگران ازاینکه نکندبه کاروان نرسم وبرای بقیه اعمال بامشکل مواجه بشوم. توان ایستادن نداشتم درگوشه ای نشستم واز یک شرطی که همان نزدیکی در انبوه جمعیت بودسمت وسوی خانه خدا راسؤال کردم ، بااشاره نشانم داد- روبه خانه خداایستادم درحالیکه اشک درچشمانم حلقه زده بود،گفتم خدایاروزعیددرپیش است وتمام مسلمین شاد و  خوشحالند  مراازنگرانی رهافرما وراه کاروان رانشانم بده درهمان حال ازمیان تمام مقدسات ازپیامبر و ائمه بقیع علیهم السلام گرفته تا  صاحب عرفات وفاطمه زهرا(س)  وحتی خودخانه خدا که در نزدیکی آن بودم ناگاه کلمه آقا سبزقباع برزبانم جاری شدوگفتم خدایا برای تونذرمیکنم 100 تومان نذر آقاسبزقباع که هرچه زودتر راه راپیداکنم.زمان داشت بسرعت سپری میشدوبه وقت رمی جمرات نزدیک میشدیم ،جمعیت متراکم میشد، دلهره ام بیشترشد مرتب زیرزبانم به آرامی میگفتم یاسبزقبا-یاسبزقبا....هرگروه و کاروانی بیرقی پرچمی یاعلامتی همراه داشت ،همه رانگاه کردم تاشایدنشانی ازکاروان بیابمچنددقیقه بیشترطول نکشیدکه یک نفرنزدیکم شدوگفت شماجانبازید؟گفتم بله- گفت گم شده ای؟ بازگفتم بله وبسیارخوشحال شدم که یک ایرانی پیداکردم گفتم شما ازکدام کاروانید،گفت من راهنمای حجاج هستم گفتم پس ازکجا دانستی که من گم شده ام؟با انگشت به دوراشاره کردوگفت: آن آقا که بیرق سبزدردست دارد گفت شما گم شده ای..(بیش از صدمتر دورشده بودودرست قابل تشخیص نبودوکم کم دربین انبوه جمعیت محو شد )گفتم آن آقااز کدام کاروان بود گفت متوجه نشدم.!.. اشک شوق درچشمانم حلقه زد ودرهرحال خوشحال از اینکه دعایم مستجاب شد.به همراه این راهنمای عزیز بیش ازنیم ساعت پیاده روی کردم تابه جمع کاروان جانبازان رسیدم.
بعدازمراسم حج ، به دزفول که رسیدم اول کاری که کردم به زیارت آقاسبزقبا(ع)رفتم ونذرم را که تنها100تومان بود ادا کردم .

sabzzzzz




طبقه بندی: کرامات حضرت سبزقبا، 
برچسب ها: دزفول، سبزقبا، خوزستان، ایران، آستانه سبزقبا، چهارمین حرم معنوی، نگین سبز شهر دزفول،
ارسال توسط نجمه نوری
آخرین مطالب
(تعداد کل صفحات:2)      [1]   [2]  

آرشیو مطالب
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin