تبلیغات
آستانه متبرکه سبزقبا دزفول ؛ چهارمین حرم معنوی کشور - مطالب ابر آستانه سبز قبا دزفول
آستانه متبرکه سبزقبا دزفول ؛ چهارمین حرم معنوی کشور
آستانه متبرکه سبزقبا دزفول ؛ چهارمین حرم معنوی کشور

مرتبه
تاریخ : سه شنبه 2 دی 1393

هیچ یادت هست ای پیر الست
آخرین پیمانهء آن مرد مست
تا دعا می کرد پر خونابه شد
تا کمی نوشید قلب تو شکست
چند قطره شاید از آن خون گرم
همچنان بر گنبد سبز تو هست
خواب دیدم یک شب تاریک و گرم
گرد و خاک درد بر دوشت نشست
پیر ما دست از حیات خود کشید
شهر ما دل بر دعاهای تو بست
حیف شد آن شب تو هم گریان شدی
بعد از آن دیگر کسی از خود نرست
یکنفر می گفت عشق و سوز و درد
بعد از او دیگر نمی آید به دست
 سبز قامت ای امیر شهر ما
ای امید لاله ها بعد از خدا
ای که خوش سید محمد نام تو
گنبد بی کینه ای بر بام تو
تا قیامت شهر را دلدار باش
تا سحر ای مهربان بیدار باش
با تمام نسلها از ما بگو
از هر آنچه دیده ای یکجا بگو

سبز قبا




طبقه بندی: شعر سبز قبا، 
برچسب ها: آستانه سبز قبا دزفول، نگین شبز شهر دزفول، چهرمین حرم معنوی کشور، سبز قبا دزفول، حرم سبز قبا، دزفول، سبزقبا،
ارسال توسط نجمه نوری
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 30 آذر 1393
 گروه شعر سبزقبا
سرایندگان : آقایان سعیدی راد - حبیب پور - کاج - عطار روشن - الماسی فر - محمود زاده و عراقی

زایری خسته ام از جلوهء دنیا امروز
می روم باز به پابوسی دریا امروز
می روم تا که به همراهی مردم بشوم
زایر آینه با شوق تماشا امروز
شهر آلودهء رنگ است و ریا لطفی کن
باز کن پنجره را رو به تعالا امروز
غزل از بهت نگاهم ره دریا دارد
به تماشا شده ام روی به بالا امروز
حضرت سبزقبایی و بزرگی از توست
دست ما و کرم و لطف تو آقا امروز
آمدم تا شب تاریک مرا ماه شوی
نوربخشی تو در این ظلمت یلدا امروز
گرد هم آمده در صحن و سرای سبزت
اینهمه خسته دل از بهر مداوا امروز
حرمت بارقهء سبزقبایی دارد
نظری کن به تمنای دل ما امروز
آمدم بلکه ز ایوان تو فیضی ببرم
آمدم تا ببرم توشهء فردا امروز
گرچه دیروز به کارم گره افتاد چه باک
چون که دارم کرم سبزقبا را امروز
در سراپردهء خود نور و شفا می بینی
بده از لطف خود آن نور و شفا را امروز
سوگوار است حرم منتظر عاشوراست
عطش عشق حسین است مرا تا امروز
چون تو ما سبزدلانیم از این روی ای کاش
یک نگاه از تو شود روزی ماها امروز
از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم
در حرم جای بده این دل شیدا امروز
تا گرفتار تو گردیده دلم چون یوسف
کرده ام پاک خودم را چو زلیخا امروز
مثل عباس که سقای حرم بود تو هم
بر لب تشنه شدی حضرت سقا امروز
جان فدای لب خشکیدهء سقای حسین
که شده باز گل باغ غزل ها امروز
مشک بر دوش چو عباس شدی روز عطش
تا که سیراب کنی تشنهء معنا امروز
مفلسانیم به درگاه تو ما آمده ایم
مرهمی نه تو به زخم دل و جانها امروز
سبزی نام تو معنای اجابت دارد
می دهی آب شفا بخش چه زیبا امروز

sabsssz



طبقه بندی: شعر سبز قبا، 
برچسب ها: سبز قبا، دزفول، خوزستان، بقعه متبرکه آقا سبز قبا، نگین شهر دزفول، چهرمین حرم معنوی کشور، آستانه سبز قبا دزفول،
ارسال توسط نجمه نوری
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin