تبلیغات
آستانه متبرکه سبزقبا دزفول ؛ چهارمین حرم معنوی کشور - مطالب مهر 1395
آستانه متبرکه سبزقبا دزفول ؛ چهارمین حرم معنوی کشور
آستانه متبرکه سبزقبا دزفول ؛ چهارمین حرم معنوی کشور

مراسم غبار روبی و عطر افشانی مضجع شریف حضرت سبزقبا (ع) برگزار گردید
ظهر دیروز 28/7/1395 آیین غبارروبی و عطر افشانی چهاارمین حرم معنوی کشور با حضور حجت السلام والمسلمین حاج آقا خمیدی ریاست محترم اداره اوقاف و امور خیریه شهرستان دزفول با حضور پرشور برادران و خواهران ولایت مدار شهر دارالمومنین و با حضور کارمندان بانک ملی برگزار گردید.

سبزقبا دزفول



طبقه بندی: خبرهای مرتبط با سبزقبا، 
برچسب ها: دزفول، خوزستان، ایران، حرم سبز قبا دزفول، سبزقبا چهارمبن حرم معنوی کشور، نگین سبز دزفول، اخبار حرم سبزقبا،
ارسال توسط نجمه نوری
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 13 مهر 1395
شهر من و ساحت تو یا سبزقبا
دزفول و حمایت تو یا سبزقبا
فردا که شفیع معتبر می خواهم
ماییم و شفاعت تو یا سبزقبا
عکس :فرجاد فلاطون نژاد

حرم سبزقبا



طبقه بندی: شعر سبز قبا، 
برچسب ها: دزفول، خوزستان، ایران، سبزقبا، سبزقبا چهارمین حرم معنوی کشور، نگین سبز دزفول، آستانه حرم آقا سبزقبا دزفول،
ارسال توسط نجمه نوری
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 5 مهر 1395

 السلام علیک یا محمدبن موسی الکاظم ، یا اخ الرضا(ع) ، ایها العبدالصالح یاسبزقبا و رحمته الله وبرکاته .

سال 1355 در حالی که بیش از شش سال از زندگی دنیوی من سپری نگردیده بود، حدود هفت ماه شاید بیشتر دچار مشکل کلیوی حاد گردیدم، در این مدت در بیمارستان های افشار دزفول و تهران بستری و تحت نظر یک پزشک ارمنی هر روز وضعیتم وخیم تر می شد، تا جایی که پزشکان پیش بینی میکردند که بزودی وضعیت فعالیت کلیه هایم بسیار بد و احتمال قوی میدادند که کلیه هایم از کار خواهند افتاد.
 مادرم که امید و توکلش به خدا و معصومین را از دست نداده بود در یکی از شبهای سرد زمستان با ارادت ویژه ای که به حضرت سبزقبا ع داشتند دل از بنده خدا برید و متوسل به خاصگان ایزد منان شد و بنده رو بوسیله یک پارچه سبز رنگ به ضریح متبرک آقا بست ، و با توجه به اینکه در آن شب به جز من چند کودک و نوجوان پسر و دختر نیز همین وضعیت رو داشتند،

سبزقبا دزفول
 والدین ما بدلیل بسته شدن درب ضریح در محوطه حیات به دعا و نیایش مشغول بودند،
 محل استقرار من دقیقا بعد از ورودی درب اصلی از سمت ایوان در قسمت سمت راست ضریح و در کنج آن جنت مکان بود،
بعد از گذر از نیمه های شب و در حالی که به نظر میرسید خواب هستم ولی خود بر احوالم نظاره گر بودم ، مردی کاملا سبز پوش و نورانی بر من ظاهر گردید بوی خوش حضورش مرا بشدت مجذوب کرد،
چنان این بزرگ معطر بود که هنوز هم عطر حضورش را استشمام میکنم، عجیب شب و عجیب ماجرایی بود، با اینکه پارچه سبزی به من و ضریح مطهر متصل بود و در شعاع یک یا دو متری بیشتر نمیشد حرکت کنم، آن فرد نورانی مرا از جا بلند کرد و دست مرا گرفت و از من خواست از رو شویی که در ضلع راست بعد از درب ورودی ضریح قرار داشت دست و صورتم را بشویم و خواست که در محل مورد نظرش بنشینم،
صبح زود که درب آستانه مقدس برای نماز باز شد، موضوع را به مادرم گفتم ، به محض گفتن به مادرم و گریه های بلند مادرم ، توجه سایرین به گفته هایم جلب شد ، و مردم با هجوم به سویم به عنوان تبرک لباسهایم را از تنم پاره کرده و به تبرک از دستان مبارک آن حضرت بردن، فردای آن روز به پزشک ارمنی خود مراجعه کردم و مادرم اظهار داشت که دیدید گفتم خدا پسرم را شفا خواهد داد، دکتر پس از انجام آزمایشات اعتراف کرد که فقط یک معجزه میتواند بیماری کلیوی فرزندتان را به ناگاه بر طرف کرده باشند، الان که 45 سال عمر از خدای متعال دارم هیچگونه عوارضی از ناحیه کلیه ندارم، و همیشه از خدای حضرت سبزقبا ع سپاسگزارم،



طبقه بندی: کرامات حضرت سبزقبا، 
برچسب ها: دزفول، خوزستان، ایران، چهارمین حرم معنوی کشور، سبزقبا دزفول، نگین سبز دزفول، کرامات حضرت سبزقبا،
ارسال توسط نجمه نوری
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin