تبلیغات
آستانه متبرکه سبزقبا دزفول ؛ چهارمین حرم معنوی کشور - مطالب شهریور 1395
آستانه متبرکه سبزقبا دزفول ؛ چهارمین حرم معنوی کشور
آستانه متبرکه سبزقبا دزفول ؛ چهارمین حرم معنوی کشور

مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 25 شهریور 1395

کرامات  حضرت  سبزقبا ع

درد کلیه

با سلام.
درخصوص کرامات و برکت وجود نازنین آقاسبزقبا ع مطالب زیادی گفته شد و دلم نیومد که لطف و عنایت این امام زاده کریم ابن کریم که در شهر دارالمومنین، دزفول قهرمان همچون نگینی میدرخشد را بازگو نکنم.در اواخر سال 1385  در ناحیه کلیه ، درد شدیدی را احساس کردم که فقط داد و بیداد باصدای بلند همراه وانیس من شد.بعد از مراجعه به دکتر سوداگر که اوت نوقع در تقاطع طالقانی و آفرینش مطب داشت ایشان بعد از دیدن جواب آزمایشات و عکس اعلام کردن که سنگ کلیه داری و چون این سنگ خار دار میباشد بیشتر اذیت میکند. نوبت نوشت برای سنگ شکن و قرار شد روز بعد برم بیمارستان بزرگ  دزفول  . صبح ساعت چهار صبح از خواب بیدار شدم و به مادرم گفتم میخوام برم سبزقبا ع. مادرم گفت بزار هوا روشن بشه بعد برو . ولی حس عجیبی داشتم که میبایست همین ساعت برم.از خونه زدم بیرون و رسیدم به سبزقبا ع.اذان شد و با گریه بهش گفتم مرد حسابی این همه درد تو زندگی ماست یعنی برات سخته که این سنگ کوچیک رو از بدن من دور کنی؟ عرضه داشتم تو متعلق به خاندان کریم هستی و یه نگاه کنی درد من دوا میشه و تو رو جان داداشت امام رضا ع کمکم کن.بعداز نماز صبح اومدم به طرف منزل.ولی دردی نداشتم و قید بیمارستان رو زدم. عصر همان روز با مادرم رفتیم مطب دکتر سوداگر و بهش گفتم از صبح دردی ندارم .بهم گفت دوباره عکس سونو بگیر . عکس رو اوردم پیش دکتر. نگاهی به عکس کرد و گفت به سلامت.

سبزقبا

گفتم دکتر یعنی چی؟جواب داد سنگ نیستش و به قول معروف افتاده.خوشحال اومدم منزل.چندسالی از این ماجرا گذشت تا اینکه در فرودین ماه سال جاری و همزمان با شهادت حضرت فاطمه س دوباره درد کلیه به سراغم اومد.قبل از اذان صبح از شدت درد داشتم به خودم می پیچیدم و بخاطر اینکه بچه ام بیدار نشه ، دستم روگاز میگرفتم تا صدام بلند نشه.خانمم از نگرانی با برادرانم تماس گرفت ولی من طاقت نیاوردم و سوار ماشین شدم و با سختی و درد بسیار و ذکر خدا و یا زهرا س  که داد هم میزدم و برلبم جاری بود رفتم بیمارستان امام علی ع.به دکتر گفتم حال قضیه اینطوره.دستور داد که روی تخت بخوابم .آنچنان درد داشتم که ملتمسانه به دکتر میگفتم کمکم کن و این درد کم بشه.بعد از تزریق سرم و مورفین با همراهی مادر و برادرم رفتیم منزل.مصادف شده بود با روز سیزده به در .  از ساعت هفت صبح خوابیدم تاتقریبا ساعت 14.بعد برادر کوچکترم به سراغمون اومد و همراه خانواده پدر و اقوام به طبعیت رفتیم.تعطیلات پنج شنبه و جمعه و نبود پزشک کاری کرد که مرتب به بیمارستان امام علی ع میرفتم و مورفین ووسرم میزدم.روز شنبه سونوگرافی رفتم وآزمایش ولی چیزی مشخص نبود.روز یکشنبه عکس رنگی گرفتم و ودکتر فغانزاده گفتم سنگ تو کلیه چپ داری.عصرهمان روز خدمت دکتر قندی رسیدم و ایشان هم همین رو گفت و برام نوشت که باید برم بیمارستان  بزرگ درفول و با سنگ شکن این سنگ رو از بین ببرم.یکی از دوستان گفتن بریم دکتر تیزنو در دزفول شاید راهی غیراز سنگ شکن نشونت بده.
وقتی رسیدیم دزفول که موقع نماز مغرب وعشا بود.به دوستم گفتم اول بریم نمازجماعت بعد بریم دکتر ونوبت دکتر هم نداریم معلوم نیست اجازه بدهند بریم پیش دکتر مگر بمونیم تا آخرین نفر که ویزیت بشه و..بعداز نماز جماعت رو کردم به آقا سبزقبا ع و بهش گفتم هر دوتای ما سابقه داریم. من سابقه سنگ کلیه و شما عزیز حضرت زهرا س سابقه درمان این درد.آقاجان هزاران درد تو زندگیم هست .تو رو به جان مادرت حضرت زهرا س این یه تیکه سنگ رو از ما جدا کن. برای شما که کاری نداره.بهش گفتم چه سنگ رو جدا کنی چه اینکه درد بامن همراه باشه دارم میرم به همه میگم دردم رو سپردم به آقا سبزقبا ع و  دیگه درد ندارم.ببین آقا اگه این درد از من جدا بشه چیزی از شما کم نمیشه ولی اگه درد بمونه تو بدنم بعد من اعلام کنم که شما شفام دادید و اینطور نشه همه مسخره ام میکنند.گفتم آقاجان خودت میدونی چقدر بهت ارادت دارم و حداقل هفته ای دوبار به زیارتت میام. روم رو زمین نزار به حق مادر پهلو شکسته ات.
صورتم از گریه خیس شد و دوستم اومد و گفت بریم دکتر.بهش گفتم نه . بریم خونه.باتعجب گفت مگه نیومدیم که بریم دکتر؟گفتم آره .سنگ رو سپردم به این آقا.خودش میدونه و من.برگشتیم منزل . از اون روز دردی نداشتم و به همه گفتم که آقا سبزقبا ع شفا داد.خیلی ها شاید تو دلشون خندیدن ولی من بعد از یک هفته که سنگ افتاد دعا کردم که همه به این امام زاده با ایمان خالص رجوع کنند مطمینا حاجت میگیرند.اولش نخواستم این مطلب رو نزنم ولی گفتم اگه بزنم یا نزنم از کرامات این آقا که کم نمیشه .خانواده کریم همیشه نگاه کریمانه دارند 



طبقه بندی: کرامات حضرت سبزقبا، 
برچسب ها: دزفول، خوزستان، ایران، سبزقبا، آستانه متبرک سبزقبا دزفول، کرامات سبزقبا، چهارمین حرم معنوی،
ارسال توسط نجمه نوری
مرتبه
تاریخ : شنبه 6 شهریور 1395

 زوایایی از زندگی سفیر هدایت، حضرت محمد بن موسی الکاظم سبزقبا(ع) در دزفول تشریح شد

سخنرانی محقق ارجمند استاد دکتر محمدرضا سنگری

به گزارش سرویس فرهنگی دزفول امروز: همایش “زوایای زندگی سفیر هدایت، حضرت محمد بن موسی الکاظم سبزقبا(ع)”، بعد از ظهر یکشنبه در کتابخانه آستانه سبزقبا(ع) در دزفول برگزار شد.محقق عاشورایی، دکتر” محمدرضا سنگری” حضرت سبزقبا(ع) را عابد، زاهد، فقیه و مجاهد فی سبیل الله توصیف و گفت: در دزفول هر چه داریم از حضور و وجود این امامزاده عظیم الشأن است.وی با اشاره به مطالعات ۳۰ ساله خود در خصوص حضرت سبزقبا(ع) گفت: بنده به موازات تحقیقات گسترده عاشورایی، در مورد این امامزاده عظیم الشأن تحقیقات فراوانی انجام و حتی به برخی از شهرها و کشورها در این خصوص مسافرت کرده ام.دکتر سنگری به تشریح بخشی از تحقیقات خود پرداخت و در پاسخ به چرایی حضور خیل گسترده امامزادگان و سفیران هدایت در ایران گفت: باید ریشه آن را در عاشورا و قیام مختار یافت ،حضور چشمگیر ایرانیان در سپاه مختار بطوری بود که فقط در یکی از یگان های ۳ هزار نفره او، ۲ هزار و ۷۰۰ نفر ایرانی بودند و پس از آن نیز ایرانیان در اقدامات ضد بنی امیه و ضد ظلم در کوفه شرکت داشتند.این محقق برجسته عاشورایی ادامه داد: بعد از سال ۶۱، نهضت ها در ایران شکل گرفت و در آستانه قرن سوم ایرانیان کاملا لشکرآرایی کرده و به مدد اهل بیت(ع) می آیند.وی عشق به اهل بیت(ع) و موقعیت جغرافیایی مناسب ایران را دو ویژگی بارز ایران عنوان و گفت: با گسترش عشق به اهل بیت(ع) در بین ایرانیان، خطر بزرگ ایجاد جریانات انحرافی، جامعه شیعی را به خطر انداخته بود.دکتر سنگری ادامه داد: جریان “غُلو کنندگان” که مقام اهل بیت(ع) بویژه امیرالمؤمنین(ع) را تا مقام الوهیت بالا می بردند، آمیختگی بین اعتقادات زرتشت و اسلام و ایجاد تفکر خطرناک جدید و ایجاد جریان کیسانیه با اعتقادات تجسیم و تشبیه خدا، انحرافات خطرناکی بود که جامعه شیعه اهل بیت(ع) ایران را با تهدیدات جدی مواجه می کرد.این استاد برجسته، حضرت امام رضا(ع) در ایران را یکی دیگر از عوامل مهم تردد اهل بیت(ع) به ایران عنوان و گفت: بر اساس مدارک و اسناد متقن، مسیر حرکت امام رضا(ع)، مدینه ، بصره، اهواز، فارس و خراسان است و مأمون با دستور به مأموران خود تاکید کرده که علی بن موسی الرضا(ع) را از دو شهر قم و کوفه عبور ندهند و قطعا می گویم که امام(ع) به قم نرفته است.وی گفت: پس از امام رضا(ع) سه گروه از امامزادگان وارد ایران شدند. گروهی که دارای تفکرات زیدیه بوده و دارای اعتقاد به مبارزه با شمشیر بودند.

سبزقبا دزفول

 گروهی برای تبلیغ و مطرح کردن اندیشه های اهل بیت(ع) در محیط های مختلف بودند و گروه سوم افرادی بودند که نقش فرهنگی تبلیغی داشته و اگر موقعیتی هم ایجاد می شد نیز می جنگیدند.دکتر سنگری ادامه داد: همه آنها در حال تعقیب و گریز بودند و به شدت از طرف بنی امیه و بنی عباس تحت فشار قرار می گرفتند و برای قتل، آنها را تحت تعقیب قرار می دادند و در مناطق مختلف امامزادگان و علویان فراوانی قتل عام شده اند.این محقق عاشورایی در ادامه به بیان چرایی حضور حضرت محمد بن موسی الکاظم سبزقبا(ع) در دزفول پرداخت و با بیان اینکه دزفول در آن دوران مرکز تمدن ایلام و شهری دانشگاهی با سطح سواد بالا بوده است گفت: این ویژگی ها سبب شد که دزفول در زمان پادشاهان ساسانی مورد توجه ویژه قرار گرفته و برخی اقدامات عمرانی مهم مثل ساخت پل را در دزفول انجام می دهند.وی تصریح کرد: شهر دزفول محل تبلیغ تعداد زیادی از انبیاء الهی از جمله حضرت اسحاق نبی(ع)، حضرت شعیب(ع)، حضرت یعقوب(ع)، حضرت جرجیس پیامبر(ع)، روبیل پیامبر(ع)، دانیال اکبر(ع) و حزقیل نبی(ع) بوده و ۱۵۰ سال قبل از حضور حضرت سبزقبا(ع) در دزفول، محمد بن جعفر بن ابیطالب(ع) در دزفول حضور یافته اند و این نشان دهنده اهمیت این شهر بوده است.وی نقش حضرت محمد بن موسی(ع) در دزفول را فرهنگی تبلیغی و حوزه فعالیت ایشان را منطقه ای به شعاع ۶۰ کیلومتر عنوان و با بیان اینکه دو احتمال برای حضور حضرت محمد بن موسی الکاظم سبزقبا(ع) به ایران وجود دارد به بیان احتمال قویتر پرداخت و گفت: بدلیل شرایط بیان شده، حضرت موسی الکاظم(ع) مأموریتی را به فرزند خود احمد بن موسی(ع) –معروف به شاهچراغ- داد تا گروهی تبلیغی را در منطقه ای به نام “یسیره” تربیت کند که محمد بن موسی(ع)-معروف به سبزقبا(ع)- فرزند کوچکتر حضرت موسی الکاظم(ع) از جمله این گروه بوده است.دکتر سنگری با اشاره به قرائن تاریخی به گروه یسیره و نیز سفارشات و توصیه های اخلاقی تربی
تی حضرت امام موسی کاظم(ع) به فرزندان عظیم الشأن خود جهت امر تبلیغ و هدایت مردم، گفت: تعداد اعضای این گروه قریب ۷۰ نفر بوده که از جمله اقدامات آنها، نوشتن ۲۲۰ قرآن بوده است که بطور تقریب سهم هر نفر نوشتن سه قرآن بوده است.این محقق عاشورایی ادامه داد: چون کاتبین ق
رآن می بایست خوش خط باشند پس حضرت سبزقبا(ع) نیز دارای خطی زیبا بوده و از طرفی چون مبنای اصلی تبلیغی آنها قرآنی بوده، نوشتن قرآن با هدف حفظ قرآن نیز بوده است که می توان نتیجه گرفت که حضرت محمد بن موسی الکاظم سبزقبا(ع)، دارای خطی زیبا، کاتب و حافظ قرآن بوده است.وی سن حضرت سبزقبا(ع) را بین ۱۹ تا ۲۹ عنوان و تصریح کرد: یکی از راههای موفقیت برای تبلیغ دارا بودن اخلاق خوب و تهذیب نفس است به همین خاطر یکی از ویژگی هایی که برای آن گروه ذکر می شود، تهجد و دائم الذکر بودن است.دکتر سنگری، مسیر احتمالی حضور حضرت سبزقبا(ع) به دزفول را مورد اشاره قرار داد و گفت: به احتمال قوی، حضرت سبزقبا(ع) به همراه برادر خود شاهچراغ به بصره و شیراز آمده و پس از شهادت حضرت شاهچراغ از شیراز به بهبهان، اهواز و دزفول آمده است و با تحقیقات صورت گرفته از منطقه شاه خراسان دزفول، وارد دزفول شده است.این استاد دانشگاه، ادامه داد: بدلیل تعقیب و گریز و احتمال قتل محمد بن موسی(ع)، ایشان در بدو ورود ابتدا در کوهستانهای اطراف اقامت یافته و به شهر در رفت و آمد بوده است تا شرایط شهر را بررسی کند و بعد مکانی برای اقامت در شهر بیاید.وی با بیان اینکه این امامزاده عظیم الشأن بصورت گمنام در دزفول سقایی کرده است، به ویژگی های ظاهری ایشان اشاره و گفت: از ویژگی های ظاهری حضرت محمد بن موسی الکاظم(ع) را می توان جوان، چالاک و خوش قامت بودن عنوان و بدلیل پوشیدن لباس سبز در بین مردم منطقه به سبزقبا(ع) معروف شده است





طبقه بندی: کرامات حضرت سبزقبا، 
برچسب ها: دزفول، خوزستان، ایران، سبزقبا، نگین سبز دزفول، چهارمین حرم معنوی، آستانه سبزقبا دزفول،
ارسال توسط نجمه نوری
مرتبه
تاریخ : جمعه 5 شهریور 1395

 السلام علیک یا محمدبن موسی الکاظم ، یا اخ الرضا(ع) ، ایها العبدالصالح یاسبزقبا و رحمته الله وبرکاته .

  توضیحات  محقق ارزشمند جناب مقدم نیا
در سال شصت وهفت به سفارش سرور گرامی و برادر بزرگوارم جناب حاج آقا سخاوت که بعدها مسئول اداره اوقاف شهر دزفول و بعدها ریاست اوقاف استان خوزستان را بدست گرفتند مشغول تدوین زندگینامه سیدمحمد موسی الکاظم ع "سبزقبا" شدم.در آن دوران جهت بعضی مستندات خدمت حضرات اهل علم و مطلعین به تاریخ اسلام و منطقه دزفول مشرف شدم ، از جمله افرادی که به خدمتشان رفتم حضرت ایت الله حاج شیخ محمد کاظم بیگدلی نجفی رحمه اله علیه بود. (نامبرده از مجتهدین واساتید والا مقام حوزه های علوم دینی بودند که تا دوران کهولت سن هیچ وقت تدریس فقه و اصول را کنار نگذاشتند) روزهای جمعه ، وقت صبح به رسم دیرین جهت عرض ارادت و  سلام به منزل و بعضی مواقع در مسجد باغونون ( واقع در کوچه شهربانی قدیم ) به دست بوسی ایشان می رفتم. به عادت قدیم احوال پدر بزرگم را از من میگرفت.حضرت آیت الله بیگدلی از من سوال کردند به چه کار جدید مشغول هستید؟عرض کردم در حال تهیه مستندات (آقا سبزقبا) هستم.ایشان فرمودند :در اوان جوانی همراه پدرم ( حضرت آیت الله حاج شیخ محمد مهدی بیگدلی نجفی - از مجتهدین وقت منطقه خوزستان)سفری به آستان مقدس رضوی(علی بن نوسی الرضا ع ) داشتم، که در آن زمان بجهت مشقات مسیر کاری بسیار  سخت و طاقت فرسا بود.در مدتی که در مشهد اقامت داشتیم؛ روزی پدرم بمن گفت به کتابخانه آستانه برو ودر خصوص حضرت سبزقبا ع تحقیق و پژوهش بعمل بیاور.مدتی در کتب تاریخ تفخص کردم و کتابی بنام ( بحر الانساب ) یافتم که در آن اشاره بوجود حضرت سید محمد بن موسی الکاظم - سبزقبا ع ،  کرده بود.حاضرین در آن نشست:جناب آقای سخاوت مسئول اوقاف
مرحوم حبیب اله نظیری (از محققین منطقه دزفول)مرحوم حجه الاسلام والمسلمین سید(احتمالا مصطفی) علوی دو تن از فرزندان خود آقا وتنی چند از اهل مسجد ومحل بودند .
با سپاس
متن:آقای میر عبد الامیر مقدم نیا دزفولی زند

دزفول



طبقه بندی: زندگی نامه آقا سبزقبا،  تصاویر حرم سبزقبا، 
برچسب ها: دزفول، خوزستان، ایران، سبزقبا، حرم سبزقبا، آستانه سبزقبا، چهارمین حرم معنوی کشور،
ارسال توسط نجمه نوری
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin