آستانه متبرکه سبزقبا دزفول ؛ چهارمین حرم معنوی کشور
آستانه متبرکه سبزقبا دزفول ؛ چهارمین حرم معنوی کشور

مرتبه
تاریخ : سه شنبه 19 خرداد 1394


السلام علیک یا محمد بن موسی الکاظم یا سبزقبا ( ع )

 نسخه ای با قلم سبزقبا ع

زائر صبحدم سبزقبا
بوسه زد بر علم سبزقبا

عنبر افشاند به عطرو به عبیر.   
با مژه بر حرم سبزقبا

بی ریا حلقه دروازه گزید
تا شود از خدم سبزقبا

بهر اثبات حقیقت گویی
راند بر لب ، قسم سبزقبا

این چنین گفت به آوای رسا
با همه از همم سبزقبا

هست همنام محمد جدش
هم از او هر نعم سبزقبا

حضرت موسی کاظم باشد
والد ذوالکرم سبزقبا

هشتمین حجت بر حق خدا
اخی محتشم سبزقبا

سرمه ی دیده ی زوار بود
خاک پای قدم سبزقبا

نشود غرق به دریای بلا
هرکه یابد بلم سبزقبا

آنکه نوشیده زمشکش آبی
گشته سیراب یم سبزقبا

ره فردوس برین پیماید
زائر محترم سبزقبا

چون فرستد به محمد صلوات
بیمه گردد ز دم سبزقبا

نزد او ملک جهانی ارزد
صله ی بیش و کم سبزقبا

نستاند زر و زیور ز کسی
در ازای درم سبزقبا

لعن بی وقفه به هارون پلید
باعث درد و غم سبزقبا

سالم دلشده هم بسته امید
به عطا و کرم سبزقبا

برمریضان همگی می خواهد
نسخه ای با قلم سبزقبا

سراینده: هبت اله سالم دزفولی
عکس:ایمان برزه کار

sabzghaba
Iran Khuzestan Dezful Sabzghaba





طبقه بندی: شعر سبز قبا، 
برچسب ها: دزفول، سبزقبا، خوزستان، ایران، حرم سبزقبا، چهارمین حرم معنوی، نگین سبزدزفول،
ارسال توسط نجمه نوری
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 5 خرداد 1394

چندی پیش دست همسرم در حادثه تصادف شكسته بود و عاجز از انجام امور روز مره ناچار به استخدام كارگر خانم شدیم البته قبلا هم برایمان كاركرده بود ...انروز ظهر مثل همیشه خسته از كار به خانه امدم و كارگرمان مشغول جارو كردن خانه بود سر سفره غذا هرچی تعارف كردم ننشست ،خیلی مضطرب و عصبی بود بااینكه ظهر بد موقع هم بود اجازه نداد او را برسانم،به ما گفت همسرش پیش می اید لكن خلاف واقع بود و پیاده رفت.شب متوجه شدیم دست بند گرانقیمت همسرم مفقود شده همه جارو گشتیم نبود.ساعت یك شب سراسیمه درب منزل كارگر رفتیم از او خواهش كردیم دست بند را بیاورد ، تهدیدش كردیم به شكایت فایده نداشت،به قران وجان فرزندانش قسم میخورد كه كار او نیست ولی بدلم برات شده بود كار خودش است شواهد هم همین را می گفت اما مدركی نبود.فردای انروز اورا به پاسگاه محل كشاندیم نتیجه ای نداشت ، رییس پاسگاه در خلوت گفت می دانی كه هیچ مدركی نداری طرح دعویت هم عبس است ،من هم قبول داشتم و با نا امیدی پاسكاه رو ترك كردیم....همسرم به اقا سبزقبا متوسل شده بود و حقیقتا من معرفت چندانی به عنایات حضرت نداشتم.تا اینكه بعد از مراجعت از پاسگاه همسر مستخدم تلفن زد و گفت بشرط عدم شكایت دستبند پیدا شده من هم قول عدم طرح دعوی دادم.سپس گفت تحویل امانات اقا سبزقبا ست بروید تحویل بگیرید .....یعنی هیچ دلیلی نبود كه مارا به عنایت اقا دلالت كند مگر تحویل مال مسروقه از دست مباركش انهم پس از ناامیدی از دنیا و عواملش....درود بی پایان خدا بر محمد و خاندان پاكش
عکس:ایمان برزه کار

سبزقبا



طبقه بندی: تصاویر حرم سبزقبا،  کرامات حضرت سبزقبا، 
برچسب ها: دزفول، حرم حضرت سبزقبا، آستانه سبزقبا دزفول، نگین سبز شهر دزفول، چهارمین حرم معنوی کشور، ایران، خوزستان،
ارسال توسط نجمه نوری
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin