تبلیغات
آستانه متبرکه سبزقبا دزفول ؛ چهارمین حرم معنوی کشور - مطالب دی 1393
آستانه متبرکه سبزقبا دزفول ؛ چهارمین حرم معنوی کشور
آستانه متبرکه سبزقبا دزفول ؛ چهارمین حرم معنوی کشور

مرتبه
تاریخ : جمعه 26 دی 1393
هدیهء امشب گروه شعر سبزقبایی :

ای کرامات تو بی حد و حصار
درد دارم دردهایی بی شمار
با تو هستم ای شفای درد و غم
دستگیرم باش ای والاتبار
ای صفای شهر خوبان خدا
گنبد سبزت نگین این دیار
در هوایت می پرد مرغ دلم
می نشیند کنج ایوان بی قرار
روز اعزام شقایق های سرخ
در حرم استاده بودی استوار
یاد گردانهای عمار و بلال
رفتن از صحن تو تا دیدار یار
بر ضریح ساده ات سر می نهم
دل شکسته ناشکیب اندوهبار
دستگیری کن از این شوریده بخت
ای که نامت شد مزین با بهار
نزد ما هم حجتی هم آیتی
شهر ما از تو بگیرد اعتبار
هر شب جمعه کنار مضجعت
طوف دارم با دو چشم اشکبار
زیر نور تابناکت مانده ام
تازه و سر سبز مانند کنار
آنقدر گویم انالسبزقبا
یا عزیزت می شوم یا روی دار
با تو در پهنای این بهت حرم
دلخوشی داریم بی حد و حصار
در حریم کبریایی شما
می شود آرام قلب بی قرار
بر قبای سبز تو آقا پناه
آورم زین روزگار کج مدار
چون که می بینم رواق و گنبدت
می رسد پایان تلخ انتظار
می نشینم سایهء سبز قبات
تا رسند آن سیصد و اندی سوار
گرد خیزد از سم اسبانشان
بر قبای سبز تو آید غبار
از غباراتش تیمم گیری و
بر کشی بر دستها و بر عذار
وقت رجعت آید و برپا شوی
شهر من سرباز و تو سرباز دار
در کمند چشمهایت ماه شهر
گوشه ای افتاده ام با حال زار
فتنهء دشمن اگر طغیان کند
با نگاهت می کنی آنرا مهار
صد هزار آیینه در ایوان توست
از تو کثرت آید از من انکسار
ای قبای سبز تو دشت غزل
هرچه شعر از توست از من یک شعار
من غزال دشت شعرت گشته ام
تا شوم با تیری از بیتت شکار

آستانه سبزقبا



طبقه بندی: شعر سبز قبا، 
برچسب ها: سبزقبا، آستانه متبرکه سیزقبا، دزفول، خوزستان، ایران، نگین سبز شهر دزفول، سبزقبا دزفول،
ارسال توسط نجمه نوری
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 21 دی 1393
غزلی در مدح حضرت سبزقبا

آمدم سر نهم به پای شما
من که هستم بجز گدای شما ؟
دلخوشم با همین که می بینم
در دلم مانده رد پای شما
ای همه سبزی و طراوت و شوق
سبزم امروز از قبای شما
بوسه باید نوشت بر روی
دستهای گره گشای شما
زخمهای دلم فراوان است
ای خوشا مرهم و شفای شما
ای خوشا خادمان آن حضرت
ای خوشا جذبه و صفای شما
مانده بودم میان آتش و خون
تا که جان را دهم برای شما
شهر سرخ پر از شقایق ما
سبزه زار است از قبای شما
دل چون آهنم به هر شب و روز
میشود جذب کهربای شما
روز پر درد و رنج دزفول و
گنبد سبز حق نمای شما
همچو سرو است خوش قد و بالا
دسته گلهای آشنای شما
روی من زرد و قامتم رنجور
آمده بر درت گدای شما
هر شب جمعه در کنار حرم
التماس من و دعای شما
وقت دلتنگیم برای دعا
می کند مرغ دل هوای شما
بخت من سبز و روزگارم سبز
سبزم از سبزی قبای شما
من نفس می کشم برای شما
ریه هایم پر از هوای شما
شعر گفتیم ما به عشق شما
شعر خواندیم با صدای شما
بر سر شهر سایه افکنده
سبزی روشن قبای شما
زخم خوردیم داغ هم دیدیم
مرهم زخم ما دوای شما
داده ما را عنایت بی حد
با دعای شما خدای شما
کاش می شد که عاقبت روزی
شامل ما شود شفای شما
ای ولی نعمت خراسانی
شده واجب به ما ولای شما

sabzeeee



طبقه بندی: شعر سبز قبا،  تصاویر حرم سبزقبا، 
برچسب ها: دزفول، ایران، خوزستان، سبزقبا، آستانه سبزقبا دزفول، چهارمین حرم معنوی کشور، نگین سبز شهر دزفول،
ارسال توسط نجمه نوری
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 15 دی 1393
علیرضا زمانی راد:
شهادت جوانترین امام شیعیان ؛ حضرت جواد الائمه ؛  امام محمدتقی علیهم السلام را به امام زمان عج و رهبر مسلمبن جهان و همه شما عزیزان  تسلیت عرض مینماییم .
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا علیهم السلام  السلام علیک یا محمدبن موسی الکاظم -سبزقبا (ع)

کرامات حضرت سبزقبا (ع)
 راننده تاکسی
این قضیه رااززبان جناب سرهنگ حمید صحاف نقل میکنم.
از قطار پیاده شدیم . برای رفتن به مقصد تاکسی در بست کردیم . از لهجه مان معلوم بود خوزستانی هستیم ؛ از شهرمان سوال کرد ؛ وقتی شنید که اهل دزفول هستیم.بلافاصله گفت: تورا خدا قدر سبزقبایتان را بدانید.کنجکاو شدیم پرسیدم ؛ شما از کجا سبزقبا را می شناسید؟داستانش را اینگونه تعریف کرد:مشکلی داشتم که امانم را بریده بود . همه راه حلهای ممکن را دنبال کردم ولی نتیجه نمی گرفتم ؛ دعا و توسل در نماز و هر فرصتی فراموش نمی شد.شبی خواب دیدم  ، اتاقی را در محوطه ای،  که جمعیت زیادی برای حاجت گرفتن جلو آن به صف ایستاده بودند.  منهم در نوبت ماندم دوسید جلیل القدر  که یکی لباس و عمامه اش سبز رنگ بود و عربی صحبت میکرد و دیگری که عمامه ای سیاه بر سر داشت و ترجمه مینمود ، به درخواست مراجعین رسیدگی میکردند.مشکلم را مطرح کردم،
همان سید سبز پوش روی پیشانیم چیزی نوشت . از سیدی که ترجمه میکرد نام رسیدگی کننده را پرسیدم ؛ فرمودند ایشان حضرت سبزقبا هستند .از خواب بیدار شدم ، آنقدر حوادث واقعی بنظر می رسیدند که سراغ آیینه رفتم بلکه نوشته ها را ازروی پیشانیم بخوانم .خیلی دوست داشتم بخوابم و ادامه خوابم را ببینم ، ولی خبری نبود .بیست و دو روز بعد مشکلم بکلی حل شد .نمیدانستم سبزقبا کیست و کجاست.  هرچه سوال میکردم چیزی دستگیرم نمیشد. یکی از دوستان راهنمایی کرد گفت باید از ترمینالها و رانندگان بپرسی .   به ترمینال جنوب رفتم ؛ کسانی که به جنوب و خوزستان سفر داشته اند گفتند که: سبزقبا  امامزاده ایست  در دزفول و برادر امام‌ رضاست.خودم را به دزفول رساندم و به زیارت این امامزاده عظیم الشان نایل آمدم  . از آن سال به بعد همه ساله این زیارت را تکرار میکنم

dezghaba



طبقه بندی: تصاویر حرم سبزقبا،  کرامات حضرت سبزقبا، 
برچسب ها: دزفول، خوزستان، ایران، چهارمین حرم معنوی کشور، سبزقبا دزفول، سبزقبا، آستانه متبرکه سبزقبا دزفول،
ارسال توسط نجمه نوری
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 14 دی 1393

علی بیاد:

هزینه سفر به مشهد نداشتم و دل بد طوری طلب زیارت داشت.40روز نذر آقاسبزقبا کردیم که پیاده محضرشان شرفیاب شویم و زیارت عاشورا در حرم مطهر بخوانیم.روز41شخصی از آشنایان نسبی آمد درب منزلمان گفتند آماده ای فردا با "هواپیما" برویم مشهد همه چیز با من چون نذری دارم.همانجا اشکها جاری و رو کردم سمت حرم و گفتم تو انقدر آقایی که اگر نذرم یکروزه بود هم جواب میدادی
علی بیاد: .
همین هم بهم ثابت شد.چند وقت پیش قدری با آقا سبزقبا دردلی داشتم و با عرض شرمساری قدری گله و شکایت از ایشانکه چرا مدتیست بما بی توجه شده اید...همان شب یکی از دوستان تشریف آوردند منزل حقیرو حکایات عجیبه ای از آقا سبزقبا نقل کردند که برای خودشان پیش آمده بود.کاشف بعمل آمد که تقصیر کمافی السابق از بنده سراپاتقصیرست.شب که رفتند پشت سرشان به حرکت افتادم.منزل حقیر بام منزل پدریست لذا گلدسته های زیبای حرم از حیاط منزلم کاملا نمایان است.رو به آن شریف کردم و سری تکان دادم که پس ما چی?!!! همین.خداگواه برصدق حکایت حقیرست که فردای آنروز پدرخانمم تماس گرفتند گفتند بلیط قطار گرفته ام یک شبه میخواهم بزیارت و پابوس امام همام علی بن موسی الرضا بروم میایی...

نقل بی واسطه

mehrab




طبقه بندی: کرامات حضرت سبزقبا، 
برچسب ها: دزفول، سبزقبا دزفول، کرامات حضرت سبزقبا، سبزقبا، آستانه متبرکه سبزقبا، چهارمین حرم معنوی، حرم سبزقبا دزفول،
ارسال توسط نجمه نوری
مرتبه
تاریخ : شنبه 13 دی 1393


اشاره:
آقا محمدبن موسی (سلام الله علیه)
در دوران اقامت مبارکشان در دزفول به پیشه ی سقایی اشتغال داشته و از رودخانه ی دز برای مردم شهر آب می آورده اند.
-------------------------
عنوان شعر: سقا
شاعر: ع.موزون

ساقی دزی و دز گدایت مولا
جانها همه تشنه ی سقایت مولا

بازآید از آن ضریح ، ریحان بهشت
گلها همه عطشان دعایت مولا

زایر شده اند آب و خاک این شهر
یک عمر در آن صحن و سرایت مولا

قرآن قم و اذان مشهد خیزد
از ماذن و حنجر رسایت مولا

با بوی نسیمی که وزد از حرمت
مستیم به عطر چون ((رضا))یت مولا                                             

این شال و دخیلهای سوز( از سر سوز
بسته به پر سبز قبایت مولا

پی نوشت:
سروده ی فوق ، موشح می باشد و با کنار هم چیدن حروف اول ابیات،  لقب ایشان (سبزقبا) تشکیل خواهد شد.

ziarat




طبقه بندی: شعر سبز قبا،  تصاویر حرم سبزقبا، 
برچسب ها: sabzghaba، dezful، سبزقبا، دزفول، چهارمین حرم معنوی کشور، نگین سبز شهر دزفول،
ارسال توسط نجمه نوری
ای حرمت خاستگه عاشقان.
کاش که خلوتگه ما میشدی.
گنبدسبزت به فلک  اعتبار 
داده و آرامش دلها شدی.
سبزقبایی و ضریحت شفا. 
مرهم درد بی پناهان شدی. 
شاه خراسان به ثنایت بگفت.
هرکه زیارت کندت "زارنی " .
اشاره به روایتی از امام رضا در مورد برادرش سبزقبا(ع) :" من زار آخی محمد بالسوس فکانما زارنی"
هدیه ای ناقابل در وصف آقا سبزقبا

ghonbad



طبقه بندی: شعر سبز قبا، 
برچسب ها: دزفول، حرم سبزقبا، چهارمین حرم معنوی کشور، آستانه سبزقبا، سبزقبا، خوزستان، ایران،
ارسال توسط نجمه نوری
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 3 دی 1393
لسلام ای بغض گرم و تازه ام
السلام ای پیر پر آوازه ام
السلام ای وارث اندوه من
ای مزارت بر فراز کوه من
السلام ای سبز خوش قد و قبا

shabb
السلام ای راه اینجا تا خدا
در میان مردمانی همچو کوه
بقعه ای داری پر از فر و شکوه
آستانت پایگاه سوزهاست
یادگار صادق آن روزهاست
روزهایی کاسمان یک رنگ بود
آنسوی گلدسته هایت جنگ بود
روزهای رویش فواره ها
انفجار توپها ، خمپاره ها
صحن سبزت وعده گاه سینه بود
آشنای محنت آیینه بود
بیرق اعزام بر دوش تو بود
وعده گاه عشق آغوش تو بود





طبقه بندی: شعر سبز قبا، 
برچسب ها: سبز قبا، دزفول، خوزستان، سبزقبا، آستانه متبرکه سبزقبا، چهارمین حرم معنوی، نگین سبز شهر دزفول،
ارسال توسط نجمه نوری
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 2 دی 1393

هیچ یادت هست ای پیر الست
آخرین پیمانهء آن مرد مست
تا دعا می کرد پر خونابه شد
تا کمی نوشید قلب تو شکست
چند قطره شاید از آن خون گرم
همچنان بر گنبد سبز تو هست
خواب دیدم یک شب تاریک و گرم
گرد و خاک درد بر دوشت نشست
پیر ما دست از حیات خود کشید
شهر ما دل بر دعاهای تو بست
حیف شد آن شب تو هم گریان شدی
بعد از آن دیگر کسی از خود نرست
یکنفر می گفت عشق و سوز و درد
بعد از او دیگر نمی آید به دست
 سبز قامت ای امیر شهر ما
ای امید لاله ها بعد از خدا
ای که خوش سید محمد نام تو
گنبد بی کینه ای بر بام تو
تا قیامت شهر را دلدار باش
تا سحر ای مهربان بیدار باش
با تمام نسلها از ما بگو
از هر آنچه دیده ای یکجا بگو

سبز قبا




طبقه بندی: شعر سبز قبا، 
برچسب ها: آستانه سبز قبا دزفول، نگین شبز شهر دزفول، چهرمین حرم معنوی کشور، سبز قبا دزفول، حرم سبز قبا، دزفول، سبزقبا،
ارسال توسط نجمه نوری
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 1 دی 1393
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا علیهم السلام
السلام  علیک یا محمدبن موسی الکاظم - سبزقبا ع
یک چله زیارت عاشورا نذر آقا سبزقبا :پایان خدمت گرفته و بیش از دو سال و نیم از اخذ مدرک لیسانسم  میگذشت .در به در به دنبال کار می گشتم . حتی کارهای غیر مرتبط با مدرک تحصیلی ام را هم رد نمی کردم . وضعیت استخدام و جذب نیرو فوق العاده خراب و احتمال جذب بسیار کم بود . هرچه بیشتر جستجو میکردم کمتر نتیجه میگرفتم .آزمونهایی که گاه و بیگاه اعلام میشد نیز متقاضیان فراوان و جذب بسیار اندک داشت. با این حال ناامیدانه در آزمونهای استخدامی شرکت میکردم .علاوه بر پیگیری مستمر و رایزنیهای فراوان، از دعا و توسل نیز غافل نبودم .در دوران نوجوانی ارادت خاصی خدمت حضرت سبزقبا ع داشتم ولی بعضی از حرف ها باعث شده بود که از ارادتم به ایشون کم شود..تابستان امسال با همت بعضی از دوستان در مجالسی شرکت کردم که بحمدالله باعث شد که دوباره کمی بیشتر به نگین شهرمان حضرت سبزقبا ع  توجه کنم.برای حل مشکل اشتغالم نذر نمودم تا یک چله کامل هر روز با ابلاغ سلام  حضرت سبزقباع را زیارت نموده و زیارت عاشورا را به نیابت ایشان بخوانم و تصمیمم را از روز  سی ام شهریور عملی نمودم....بیست و دوم مهر از طرف یه شرکت بهم زنگ زدند که دو روز دیگه برای مصاحبه به تهران بروم...دلهره تمام وجودم رو فرا گرفته بود چون اصلا آمادگی مصاحبه رو نداشتم آخه تو این مدت مطالعه درسی زیادی نداشتم...با توکل بر خدا رفتم و بحمدالله مصاحبه خیلی آسان برگزار شد و همانجا هم مراحل مقدماتی استخدام برگزار شد. و بامید خدا تو این روز ها دوره آموزشی ام شروع میشه.... .

راوی کرامت .
حمید برفی سنجری ؛ مسؤل جلسات قرآن مسجد بلال دزفول

dezsabz



طبقه بندی: کرامات حضرت سبزقبا، 
برچسب ها: سبزقبا، دزفول، ایران، خوزستان، حرم سبزقبا، آستانه متبرکه سبز قبا، چهارمین حرم معنوی کشور،
ارسال توسط نجمه نوری
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin